آدرس سابق «دغدغه های اخلاق و دین» / سید حسن اسلامی

آدرس جدید: HassanEslami.com

سری به «زندگی پای»

جمعه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۲:۱۷ ب.ظ
سری به «زندگی پای»

 

فیلم «زندگی پای» از معدود فیلم‌هایی است که بدون یاری گرفتن از بازیگران سوپراستار، داستان پیچیده یا تعلیق و فراز و فرود نفس‌گیر، توانسته است بیننده را مجذوب خود نماید و افزون بر لذت بصری، ذهن و ضمیر او را درگیر مسائل کفر و ایمان کند. این فیلم، که از جهاتی یادآور داستان و فیلم پیر مرد و دریای همینگوی است، توانسته در فضایی بسته، یعنی قایقی گمگشته در اقیانوس، زیباترین جذابیت‌های بصری را بیافریند و ستیز انسان و حیوان را از سویی و انسان و طبیعت را از سوی دیگر و انسان با خودش را از سوی سوم محور پیشبرد داستان قرار دهد. درباره این فیلم بسیار می‌توان گفت، اما به اشارات زیر بسنده می‌کنم.

یک. مینیاتوری از جهانی شدن را در این فیلم می‌توان دید. کارگردان فیلم، آنگ لی، تایوانی‌تبار است که در آمریکا فیلم می‌سازد. فیلم‌نامه آن بر اساس داستانی به همین نام از یان مارتل، نویسنده کانادایی، است. بازیگران عمده آن، مانند سوراج شارما و عرفان خان، هندی هستند. ژرار دوپاردیو، که نقش آشپز کشتی را بازی می‌کند، فرانسوی است. کمپانی‌های سازنده و توزیع‌کننده، یعنی فوکس قرن بیستم، آمریکایی هستند. بینندگان و مخاطبان این فیلم نیز شهروندان سراسر جهان، با تقریباً هر ذائقه‌ای، هستند. جهانی شدن یعنی همین.

دو. داستان فیلم بسیار ساده است. «پای» نوجوانی 16 ساله، که با خانواده خود از هند راهی غرب شده است، در پی غرق شدن کشتی، همراه با چهار حیوان، یعنی کفتار، میمون، گور خر، و ببری نجات پیدا می‌کند و در پی کشته شدن سه حیوان دیگر، به مدت 277 روز با ببری وحشی، که لحظه‌ای نمی‌توان از آن غافل بود، در قایق نجاتی بر دریا شناور است تا آن که نجات پیدا می‌کند. اما در زیر این لایه ساده داستانی، داستان پیچیده دیگری در حال بازگویی است که در آخر فیلم گره آن گشوده می‌شود: آیا جهانی بدون خدا بهتر است یا با خدا؟ و به تعبیر خود پای، آیا داستانی که در آن ببر وجود دارد شنیدنی‌تر است یا داستانی فاقد ببر و جنگل و...

سه. در این فیلم بارها بحث ایمان به صورت سرراست یا اشاره‌وار پیش کشیده می‌شود. «پای» که هندو است، مسیحیت و اسلام را تجربه می‌کند و سرانجام معلم مباحث ادیانی می‌شود. وی در جایی ایمان را به خانه‌ای تشبیه می‌کند که اتاق‌های متعددی دارد، یکی مسیحیت است و دیگری اسلام و سومی آیین هندو، و... به همین سبب در عین هندو بودن، خود را مسیحی و مسلمان هم می‌داند و به همین شکل هم زندگی می‌کند. گویی پرهیزی ندارد از آن که چنان زندگی کند که پس از مرگش، به قول عرفی شیرازی، مسلمانش «به زمزم شوید و هندو بسوزاند.»
اوج بحث ادیانی آن جایی است که کل داستان به خدمت این ایده قرار می‌گیرد تا «پای» با گزارش دو روایت از آنچه بر او گذشته است، نشان دهد جهانی با خدا برتر از جهانی فاقد خداوند است. در واقع، در این جا روایت دیگری از شرط‌بندی پاسکالی را مشاهده می‌کنیم و قانع می‌شویم که همسوی با «پای» بپذیریم هر آن چه او می‌گوید، قانع‌کننده است، هر چند مأموران بیمه را چندان قانع نکرده است.

چهار. در این فیلم شاهد اشارات و تلمیحات مختلفی به آموزه‌ها و شعایر دینی و اساطیر آیین هندو هستیم، همچون دندانی که در میان گیاه گوشت‌خوار دیده می‌شود یا جزیره‌ای که چون انسانی است بر آب خفته. این نکات را دوست بوداپژوه من، علیرضا شجاعی، برایم گفت که از او ممنونم.

پنج. در این فیلم ستیز و تعارض لازمه بقا و کمال معرفی می‌شود و در جایی، «پای» از ببر خشن و زبان‌نفمی که همواره در پی فرصتی است تا او را از پای در آورد، تشکر می‌کند. زیرا اگر آن ببر نبود، «پای» نیازی به «مراقبت» از خود و توجه به خود نداشت. همچنین دلیلی برای ستیز و جنگ برای بقا نمی‌دید و خود را تسلیم می‌کرد و با امواج دریا می‌رفت و نابود می‌شد. اما این ببر، ناخواسته، به «پای» انگیزه داد تا با وجود همه موانع بکوشد شعله حیات و اراده زنده ماندن را در خود فروزنده نگهدارد و هرگز نومید نشود. بدین ترتیب، دیالکتیک دشمنی در این جا بستر حیات و دوستی را فراهم می‌کند و «پای» زندگی خود را مدیون آن ببر بنگالی خطرناکی می‌داند که با دشمنی خود حیات او را حفظ کرد.

شش. از محبت خارها گل می‌شود. در روزهای پایانی که «پای» با آن ببر، یا ریچارد پارکر، به سر می‌برد، گویی ببر نیز نیازمند توجه و محبت «پای» می‌شود و این تز و آنتی‌تز، در وحدت بالاتری به یک تلفیق و سنتز می‌رسند که در جاهایی سخت تأثیرگذار است. اما باید واقعیت را پذیرفت، نوع رابطه و نیاز ما با حیوانات با نوع رابطه آن‌ها با ما فرق می‌کند. این حقیقت را «پای» هنگامی درک می‌کند که پس از رهایی از دریا، ببر بی‌آنکه با او خدا حافظی کند یا حتی نگاهی به پشت سرش بیندازد، میان درختان برای همیشه ناپدید می‌شود. حال این ببر کیست و نماد کدام حقیقت است، بماند.

هفت. همیشه قضاوت ناشران درست نیست. داستانی که این فیلم بر اساس آن ساخته شد، مدتی روی دست نویسنده باد کرد و دست کم پنج ناشر معتبر، به دلایل مالی، حاضر به نشر آن نشدند. اما پس از انتشار، میلیون‌ها نسخه از این کتاب به فروش رفت. فیلمی هم که براساس آن ساخته شد، از مقیولیت جهانی برخوردار گشت، بیش از 600 میلیون دلار فروش کرد، جوایز متعددی از جمله چهار جایزه اسکار، در سال 2013، از آن خود کرد و منتقدان از آن استقال گسترده‌ای کردند.

دیدن چنین فیلمی، هر چند در جاهایی کشدار می شود، اندکی جان زنگار گرفته از این روزمرگی‌ها را شاداب و بیننده را از خویش‌محوری کمی دور می‌کند. پس بهتر است که فرصت سبز حیات را از دست ندهیم و همراه با «پای» کمی درباره سرشت ایمان و حیات تأمل کنیم.
  • جمعه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۲:۱۷ ب.ظ
  • سید حسن اسلامی

نظرات  (۷)

نکات 1 و 7 بیشتر جالب بودند. 
به نظرم عمده لذتبخشی فیلم به خاطر زیباییهای بصری است. اینجا این نکته به ذهن می آید: چقدر واضح است که  وقتی متدینان دینی با زیبایی و هنر ستیز می آغازند، در واقع مخاطب میپرانند - در حالی که عمدتاً آنها دینداری خود را بر اساس «مخاطب» و گسترش تعریف کرده اند.
پاسخ:
در این که این فیلم سرشار از جذابیت بصری است، شکی نیست. شاید همین جذابیت مانع از دیدن لایه های زیرین بشود. اگر کمی به گفتگوها دقت کنیم، متوجه میشویم که چه ریزه کاری هایی در آن ها طرح میشود که هر یک جای بحثی مفصل دارد.
این فیلم را به تازگی از تلویزیون دیدم و از ان لذت بردم
پاسخ:
همین طور است و فیلم جذابی است. فقط یادتان باشد که در برنامه سکانس برتر تلویزیون، تنها بخشهایی از این فیلم پخش شد که از  قضا دیالوگ آن کم بود. در عین حال همین بخش هم بخوبی بیانگر اهمیت و زیبایی این فیلم است.
منم از دیدن فیلم لذت بردم و مایلم چند نکته را بیان کنم :

1-این که با دیدن این فیلم ها اگر ذره ای امید هم وجود داشته باشد که خلاقیت ما به آن ها خواهد رسید ،از بین می رود.فکر نمی کنم لازم به توضیح باشه ،فقط همین که اصلا فکر نمی کردم آنگ لی این طوری خلاقانه بتونه تکنولوژِی را مقهور داستانش کند،بر خلاف نظر دوست عزیز،اتفاقا نکته جالب فیلم نه جلوه های بصری (که شکی نیست عالی هستند) بلکه در خدمت گرفتن آن برای نقل داستان است.به زبان ساده تر،آنگ لی برای داستانش سراغ چنین تکنولوژی رفته، و نه برعکس.برای همین هم اسکار کارگردانی را گرفت،در حالی که همه فکر می کردند که اسپیلبرگ با فیلم درخشان"لینکلن" برنده خواهد شد. نوش جونش
2-سه هزار و سیصد نفر عوامل ساخت این فیلم بودند!!درکش برای ما سخته چون بهترین فیلم های ما نهایت دویست نفر عوامل دارند!این یعنی تخصص گرایی!
3-اما نکته خیلی مهم فیلم که میتونه برای استاد هم جالب باشد،به نظرم نشان دادن فروتنی دین بود.جایی که راوی می گوید "من یک داستان تعریف کردم،می خوای باور کن یا نکن".میشه گفت که بنیاد ادیان بر داستان است،داستان هایی که واقعا باورکردنشان سخت است!اما وقتی به این فروتنی در داستان دیگری تعریف می شوند،مانند فیلم لی ،بیننده به این متمایل می شود که باور کند،لحن و شکل روایت راوی داستان،نتیجه هزار سال تاریخ فکر در مسیحیت است،که جنبه های بسیاری از آن برای ما ناشناخته است،این تاریخ فکر وجود داشته که آنگ لی میتونه چنین فیلمی بسازد،در معدود فیلم های خوب ما که در دین اسلام ساخته شده،قهرمان فیلم همواره "ترس و لرز" شریعت را داشته، و این به خاطر تفاوت بنیادین دو دین اسلام و مسیحیت است که در اولی شریعت دایر مدار امور است و در دومی ایمان.قضاوت نهایی با همان خدایی ست که پای معتقد به وجودش بود.می خواهم با استفاده از جمله اتین ژیلسون نتیجه ای بگیرم.ایشان می گفتند که ویژگی های مسیحیت در واقع بستر رشد فکر در تاریخ اندیشه غرب بود.به نظرم همین ویژگی ها هم "امکان" ساخت چنین فیلمی را می دهد.
پاسخ:
همین طور است که شما می گویید. هرچند برخی مسحور تصویرپردازی یا جلوه های ویژه آن شده اند، تأمل در لایه های زیرین فیلم مهمتر است. اخیرا در یکی از این وبلاگهای سینمایی، به نام چاقو در آب، دیدم که خیلی به آنگ لی و این فیلم پرخاش شده و این فیلم یک فاجعه و مزخرف ارزیابی شده است. شگفت زده شدم که کمی تواضع معرفتی اگر داشتیم، چنین داوری نمی کردیم. معمولا رسم نیست که به فیلمهای مزخرف به میزانی که مزخرفتر هستند  جایزه اسکار بدهند. مگر آن که مانند ایگنوبل، جایزه ایگ اسکار هم راه بیندازند. به هر حال از هم نظری شما ممنونم و بحث تفاوت میان شریعت اسلام و ایمان مسیحی بماند برای مجالی گسترده تر
  • معصومعلی بیات
  • سلام استاد
    ببخشید که متوجه نشده بودم. من فکر کردم که اینجا وبلاگ فرد دیگری است که مقاله شما را گذاشته است.
    پاسخ:
    خواهش میکنم اقای بیات. مهم این است که برخی مباحث جدی طرح و تحلیل شود. حالا فرد موضوعیت ندارد. از ابراز لطف شما هم سپاسگزارم
  • محمد علی شمس
  • در مورد  جلوه های بصری باید بدانید که تمامی صحنه های این فیلم در استودیویی بسیار عظیم فیلمبرداری شده است(به تصریح برندگان جلوه های ویژه هنگام اعطای جایزه اسکار)

    اما آیا واقعا این فیلم در صدد اثبات خدا بود؟ به نظرم این فیلم فقط یک پیام داشت: بیایید دروغ هایی که ادیان برایمان بافته اند را باور کنیم، در این صورت دنیا زیباتر خواهد بود.هیچ تامل دقیقی در انتهای فیلم ،مارا به واقعی بودن کدام یک از داستان ها نمی رساند اما علی القاعده بر فرض خیالی بودن جزیره و نداشتن توجیه علمی برای بعضی دیگر از اتفاقات ،می توان نتیجه گرفت که نویسنده در نهایت زیرکی خواسته است بیننده را با داشتن سوالات فراوان ، بین انتخاب هر یک از داستان ها رها کند چون  نمی توان به ضرس قاطع گفت کدام یک از داستان ها واقعی بود مخصوصا با مطالب انحرافی ای که در ذهن نویسنده شکل گرفته ، هر قدر یکی از احتمالات را تقویت کنیم به همان اندازه نقاط ضعف برای خلل در آن احتمال موجود است که البته به نوبه خودش هنرنمایی خلاقانه ایست.انکار کارمندان بیمه بسیار منطقی به نظر می آید و لحظه ای که آشپز در کشتی می افتد اما در سکانس بعد از او خبری نیست این احتمال را تقویت می کند که داستان دوم حقیقی باشد و ریچارد پارکر زائیده ی ذهن خلاق پای است. و نبودن کمترین اثری از بقایای اجساد گورخر و میمون ،بیننده را به فضای سورئالیستی قصه ی اول سوق می دهد تا شاهدی گویا بر غیر واقعی بودنش باشد.حسی که پای در هنگام تعریف کردن قصه ی دوم دارد مخصوصا هنگامی که از مرگ مادرش سخن به میان می آورد احتمال صدق قصه ی دوم را افزایش می دهد.به هر روی این فیلم را نمی توان یک فیلم در خدمت گفتمان مذهب و یا حتی اثبات خالق دانست.بیشتر به نظر می رسد که رویکرد فیلم ،نگاهی مینیاتور گونه به رابطه ی معنای زندگی و وجود مذهب است.

    پاسخ:

    از یادآوری بابت استودیو ممنون. ظاهرا آنگ لی فیلسوف دین نیست و این فیلم هم آن نگاه کلامی متعارف را ندارد که بخواهد خدا را اثبات کند. لذا به نظرم ما را هم دعوت نمی‌کند تا دروغ‌هایی را باور کنیم. بلکه در موقعیتی که دو سوی ماجرا به یکسان قابل دفاع یا تردید هستند، کدام سویه مرجح است؟ آنگ لی می‌گوید سویه ایمان‌باوری. من هم این را قبول دارم و در مقاله‌ای که به زودی منتشر خواهد شد با تحلیل شرط‌بندی پاسکالی و زمینه‌های اسلامی آن، از این منظر دفاع کرده‌ام. می توانید تفصیل مسئله را در آن جا دنبال کنید.

  • سید محمد موسوی مطلق
  • خوشجالم که استادان هم وقت می کنند و فیلم می بینند.
    پاسخ:
    استادان را نمیدانم. اما خودم حتما کارهای جدی و ماندنی را می بینم و می آموزم. اساسا بخشی از اموزش در جهان امروز از طریق همین رسانه است. حالا لذت معنویش به کنار
    مدت ها بود که در پی فرصتی بودم تا این فیلم را ببینم و بعد یادداشت شما را بخوانم. خوشبختانه دیروز موفق شدم فیلم را ببینم. به نظر من هم فیلم جالبی بود و به دغدغه های الهیاتی من هم بسیار نزدیک بود. یادداشت شما به خوبی زوایای مختلف فیلم را بررسی کرده است و تحلیل خلاصه و جامعی ارائه کرده است. نکته سه و پنج شما، توجه مرا در فیلم بیشتر به خود جلب کرد. اما همچنان نزاع ایمان گرایی و قرینه گرایی برای من باقیست.

    پاسخ:
    ممنونم که این یادداشت نظر شما را جلب کرد. این فیلم هم قرار نیست که نزاعی کلامی را فیصله بدهد. نگاهی زیباشناختی و هنری به ایمان دارد و فکر میکنم در کارش موفق بوده است
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی