آدرس سابق «دغدغه های اخلاق و دین» / سید حسن اسلامی

آدرس جدید: HassanEslami.com

شهری است پرکرشمه و...

پنجشنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۲، ۰۷:۳۸ ب.ظ

ساعت 2 بعد از ظهر از دانشگاه بر می‌گشتم. چشمم به جمال این خودرو روشن شد که با کرشمهِ زیبایی عین قویی سفید بر آب شناور بود و شتابان پیش می‌رفت. برایم شگفت‌انگیز بود که راننده با چنان تصادفی همچنان سالاروار در خیابان حرکت می‌کند و نگران نقاط کور خود نیست. گوشی را آماده کردم دو سه عکس ناب بگیرم که چشمم به جمال خودرو دیگری افتاد که از من سبقت گرفت و در حال سبقت گرفتن از آن یکی بود. دیدم این همان «قِران سعدین» است که قدما می‌گفتند و نباید از دستش داد. لذا هر دو صحنه را، با یک کرشمه ثبت کردم و عکس‌های دیگر را کنار گذاشتم.

پس‌نوشت: آدم باهوشی ممکن بگوید: «عکاس این صحنه نیز که خودش در حال رانندگی عکس گرفته، کرشمه سومی را به نمایش گذاشته است!» قبول! اما اگر خودرو را متوقف می‌کردم، دیگر نمی‌شد این عکس تاریخی را بگیرم و این کرشمه‌ها را به نمایش بگذارم.
  • پنجشنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۲، ۰۷:۳۸ ب.ظ
  • سید حسن اسلامی

نظرات  (۷)

  • محمد علی شمس
  • درود 
    در حین خواندن مطلب به ذهنم رسید که عکاسی در حین رانندگی خطرآفرین است (همان طور که خودتان کرشمه وار فرموده بودید)
    نکات:
    1-اگر راننده اتومبیل تصادفی دغدغه ی نقاط کور را داشت که دیگر تصادف نمی کرد!(نگویید که تصادف از پشت بوده و راننده عقبی مقصر است چون خواهم گفت هرچند که قانون چنین است اما افراد محتاط از گرفتن ترمزهای ناگهانی و توقف های غیرقابل پیش بینی و انحراف های خطرساز پرهیز می کنند مضافاً بر آنکه خودروی تصادفی روی خطوط رانندگی می کند و نه در بین خطوط! و این خود نشان از آن دارد که فرد مذکور دغدغه ای بابت رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی ندارد و دل در گرو آن نمی گذارد و طرفی بر آن نمی بندد)
    2-به اذعان ماتن ، عکاس( همان ماتن و راننده )  مدتی مشغول عکاسی بوده است آنجا که می گوید : لذا هر دو صحنه را، با یک کرشمه ثبت کردم و عکس‌های دیگر را کنار گذاشتم. (  استقرار بیش از پیش کرشمه سوم در اذهان )
    3-دغدغه ی استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر اسلامی در ثبت وقایع سعدین و به نمایش گذاشتن آن بسیار ستودنی ست اما استاد عزیز ، جان مبارک و پربرکت شما برای ما با اهمیت تر از شکار لحظه هاست!
    4-دغدغه ی دکتر اسلامی در مخدوش کردن پلاک خودروی تصادف کرده ، برای من بسیار درس آموز است.حفظ حریم خصوصی افراد و پرهیز از هتک حرمت آبروی انسان ها ، نشان از رعایت اخلاق در بالاترین سطوح را دارد.رعایت نکات اخلاقی با این حد از موشکافی ، ستایش آمیز است.
    5-کرشمه سوم اینکه ؛ محل ثبت عکس روبروی درب ورودی دانشگاه قم (بزرگ ترین مرکز علمی و آموزشی شهر قم به قرینه آمار) است،جایی که قرار است مرکز نشر علم و ادب و فرهنگ باشد(البته پر واضح است که منظورم این نیست که دانشگاه در خلق این کرشمه ها دخیل است بلکه انجام دو تخلف روبروی درب دانشگاه صرفا تصادف و تقارن قابل تآملی است همانند عکاس خوش ذوقی که در تونل توحید تهران ، عکس یک موتور سوار را در کنار یک ماشین آمبولانس بهشت زهرا انداخته است)
    6-کرشمه چهارم : اینکه شخصی با ماشین تصادف کرده ، مشغول رانندگی ست فقط نشان دهنده ی ضعف فرهنگی صرف نیست بلکه حاکی از مشکلات معیشت  و فقر اقتصادی نیز هست.راننده ای که نمی تواند از پس مخارج اتومبیل های مخصوص حمل خود رو بر بیایید! و در احتمال بدتر اینکه وی در این تصادف مقصر بوده باشد (مثلا مشغول دنده عقب گرفتن باشد ) و بیمه بدنه نیز نداشته است (تا در هردو حالت مقصر بودن یا نبودن خسارت دریافت کند ) و پول آن را نیز ندارد که ماشین خود را تعمیر کند و از همه بدتر اینکه شخصی که با وی تصادف کرده ،سوار بر ماشینی بوده است که بیمه داشته و بیمه گر نخواسته است از کوپن بیمه استفاده کند تا مشمول جریمه شود و یک "وعده ی ِدیدار" به ماشین تصادفی داده که خودش با هزینه شخصی ماشین وی را تعمیر می کند و چه بسا همین الان که من مشغول نوشتن این کامنت هستم در حال تماس با آشنایان است تا پول ماشین تصادف کرده را مهیاء کند و بدترین احتمال موجود اینکه شخصی که با ماشین فوق تصادف کرده است ، به خاطر فقر اقتصادی نتوانسته از عهده ی خرج هفتصد هزارتومانی بیمه بربیایید و اتومبیل خود را بیمه نکرده و  تیره بخت تر از قبل شده و اکنون که تصادف کرده باید خرج ماشین مذکور را از جیب بدهد(کسی که هفتصد هزار تومان پول بیمه را نداشته است چگونه خرج یک میلیون تومانی ماشین فوق الذکر را می تواند بدهد؟).
    ضمن آنکه اتومبیل دیگر که مشغول حمل بار است برای آنکه صرفه جویی اقتصادی کند و در این شرایط بد اقتصادی اجرت حمل بار ندهد ، خودش آستین را بالا زده و زحمت رانندگان کرایه بار را کم کرده و به جیب مبارک خدمت نموده است .شاید از همه ی احتمالاتی که ذکر شد این نکته به دست آید که تا چه حد اقتصاد در فرهنگ و امور اجتماعی دخیل است.
    7-یک سؤال : استفاده از شعر حافظ و کنایه ای که به صورت استعاره و با حالت طنز آلود استفاده شده است ، بی احترامی به اشخاص محترمی که در قم ساکن اند محسوب نمی شود؟(یکی از آنها حضرت استاد ) منظورم این است که انسان در وهله اول با خواندن سوتیتر و دیدن عکس به یاد شهرهای بی قانون و تخلف آفرین و پر از بی نظمی می افتد (جسارت به محضر استاد عزیزم نکردم تنها خواستم شبهه ذهنی ام برطرف شود زیرا می دانم استاد بزرگوارم مبادی به آداب و مأخوذ به حیاء هستند و قطعاً خودشان این نکته را مد نظر داشته اند)
    8-اگر بنابر  اعترافات استاد ، راننده ی خودروی تصادف کرده ، سالار وار در حین رانندگی بوده است بر استاد عزیز فرض می بوده است که از نزدیک شدن به چنین شیردلی جداً پرهیز می کردند مخصوصا که شما پشت ایشان بوده اید و از فاصله ی کانونی ای که در عکس قابل حدس زدن است ، خیلی از ایشان دور نبوده اید و هر لحطه احتمال داشت تاریخ دوباره تکرار شود!
    9-کرشمه پنجم : از فاصله بین عکاس با اتومبیل جلویی ، با یک تخمین سر انگشتی می توان حدس زد عکاس ، فاصله قانونی (قرار دادن یک شاخص ذهنی و دو ثانیه تأمل )  را با اتومبیل جلویی رعایت نکرده است.این کار (عدم رعایت فاصله قانونی با اتومبیل جلویی ) خطر ساز است اما از آنجایی که مومن باید فعل برادر دینی اش را حمل به صحت کند به حدس و گمان و تخمین و ظن و وهم خود وقعی نمی نهم و می گویم یا خطای دید است یا سرعت بقدری بالا نبوده است که بخواهد فاصله قانونی رعایت نشود.
    همیشه موفق باشید


    پاسخ:

    از اظهارات مفصل و خرده‌بینانه شما سپاسگزارم و چند نکته:

    1. بله پلاک را مخدوش کردم تا بحث آموزندگی با تجسس و تجاوز به حریم خصوصی دیگران خلط نشود.

    2. اگر می‌خواستم محل عکس را ثبت کنم که خودم این کار را می‌کردم، نیازی به تصریح نبود.

    3. تعبیر «کرشمه» و نقش شاعرانه و زیبای را مد نظر داشتم و با دقت انتخاب کردم. لذا هیچ توهینی به مردم شریف آن  شهر نیست.

    4. این کارم خطرآفرین بود و پیشاپیش به آن تصریح کرده‌ام.

    سرفراز باشید

  • حسین علی اکبر
  • به نام خداوندی که از بین انبوه صفاتش، خود را با دو صفت می اغازد: بخشنده و مهربان!!

    با سلام.

    سپاس از عکس و متن اموزنده-یتان!

    این عکس ها در کشورهای جهان اولی شکار محسوب می شود و در کشورهای جهان سومی...!   

    البته شاید نگران نقاط کور می بوده، اما نگرانی از اهمی دیگر رعایت کندروی را به منظور رعایت این مهم، به حاشیه رانده است! شاید!! الله اعلم!!!

    در رابطه با پس نوشت، شاید بهتر بود اینگونه تنسیق می یافت:

    «عکاس این صحنه نیز که خودش در حال رانندگی عکس گرفته، کرشمه سومی را به نمایش گذاشته است!» [Cut] اگر خودرو را متوقف می‌کردم، دیگر نمی‌شد این عکس تاریخی را بگیرم و این کرشمه‌ها را به نمایش بگذارم. [اما قبول!]
    زیرا در حالت نخست اینطور به نظر می رسد که عامل عکس بردار قبول دارد عکس برداری در حین رانندگی خطاست، اگر و تنها اگر، نتوان در حالت توقف همان عکس را گرفت!!
    اما در حالت دوم اینطور(وبه درستی!) فهم می شود که عامل عکس بردار قبول دارد که عکس گرفتن در حین رانندگی خطاست و همچنین قبول دارد در این حالت خاص، که گرفتن عکس جبرا در حالت رانندگی محقق می شود، نباید به عکس برداری پرداخت و باید از خیر شکار آهوی آهنی گریزپای گذشت!!
    البته اگر با رویکردی کانتی به قضاوت اتفاق حادث شده نپردازیم و با دیدگاهی فایده گروانه به قضاوت بنشینیم، می توان بر گرفتن آن عکس خاص صحه گذاشت!
    یاحق
     
  • حسین علی اکبر
  • به نام خداوندی که از بین انبوه صفاتش، خود را با دو صفت می اغازد: بخشنده و مهربان!!

    سلامی به گرمی اتش دوزخ!!!(من باب مزاح بود!)

    1.استاد آن شهر پرکرشمه قم است؟

    2.استاد توجه کرده اید در کشورهای جهان سومی اغلب به جهت ضعف خدمات و قوانین حکومتی، تمام مردم به یک نسبت محق هستند!!! مثلا(مثالی بومی و اپیدمی) فرض کنید پیرزنی به علت درد پا می خواهد خارج از ایستگاه پیاده شود و راننده ی اتوبوس می گوید این کار(توقف در خارج از ایستگاه) غیرقانونی است...! قانون و قانون گذار حق پیرزن را به عنوان یک شهروند کهنسال رعایت نمی کند و ازطرفی پیرزن را ملزم به رعایت قانون می داند! همچنین راننده دچار یک ضربه ی عاطفی در درون خویش می شود، که چرا پیرزن را در خارج از ایستگاه پیاده نکرده است و باز این را هم می داند که ملزم به رعایت قانون است!(البته این یقینا یک بحث علمی نیست و بیشتر یک اسیب شناسی عامیانه است!)

    یاحق

    پاسخ:
    با سلام به شما،
    اگر نام شهر را در بحث ما مهم بود، حتما آن را ثبت میکردم.
    شادکام باشید
    :D

    من مریض این کرشمه هام . یادم باشه این ، سری ایمیل های "صد درصد تولید داخل" رو براتون فوروارد کنم . این کرشمه ها در مقابل اون حرکات فاخر ، لمح البصری بیش نیست :))
  • محمد علی شمس
  • درود
    پست به قدری جالب و گیرا بود که نتوانستم مانع خلجان های ذهن جوال بشوم
    منطقی تر می نمود بعضی از نکات را تلخیص می کردم ضمن آنکه اشاره به شهر مذکور ، اخلاقاً روا نبود ، این را بعدا فهمیدم اما گمان می کردم که کسانی که شما را می شناسند قطعا می دانند در کدام دانشگاه تدریس می کنید و در کدام شهر ساکن هستید.
    ممنون که تذکر فرمودید.
    موفق و پایدار باشید.
    پاسخ:
    جناب شمس، این که در کدام دانشگاه تدریس میکنم، نشان نمیدهد که از کدام دانشگاه بر میگشتم!
  • محمد علی شمس
  • yes
    that's right
    excus me
  • حسین علی اکبر
  • به نام خداوندی که از بین انبوه صفاتش، خود را با دو صفت می اغازد: بخشنده و مهربان!!
     
    با سلام.
    در اشکال به سخن جناب شمس عزیز:
    اشاره به شهر مذکور هیچ ناروایی اخلاقی ای ندارد؛ بلکه منطقا نارواست! چراکه اشاره به شهر در ادراک مطلب توسط مدرک نقشی ایفا نمی کند! وهمان طور که استاد فرمودند ذکر ان  "اهمیتی" نداشت.
    و سوال من هم به گمانم از لق لقه ء زبانم نشات می گرفت. عذرخواهم از همه یتان، به سبب وقت و ذهنی که بابت خواندن سوال من از کفتان رفت! 
    از استاد هم به اعلی مرتبه، هم سپاسگذارم و هم عذرخواه!
    یاحق
     
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی