آدرس سابق «دغدغه های اخلاق و دین» / سید حسن اسلامی

آدرس جدید: HassanEslami.com

۴۲ مطلب با موضوع «فارسی :: مقالات» ثبت شده است

«درسنامه خدا و نظریه تکاملی» در هفت آسمان، شماره 39، پاییز 1387، صص 277-308.

دریافت مقاله "درسنامه خدا و نظریه تکاملی"


سال‌ها است که با کتاب‌های روش تحقیق به زبان‌های فارسی، عربی، و انگلیسی سر و کله می‌زنم. سال گذشته دست به تحقیقی زدم با عنوان «جایگاه اخلاق پژوهش در کتاب‌های روش تحقیق به زبان فارسی» که در فصلنامه روش‌شناسی علوم انسانی (شماره 69) منتشر شد. در ادامه کار، دیدم بد نیست کتاب‌های روش تحقیق به زبان فارسی از منظری کلی‌تر بررسی و مسائل ساختاری و محتوایی آن‌ها نیز ارزیابی شود. مقاله حاضر حاصل این بررسی است که در آخرین شماره آینه پژوهش به تازگی منتشر شده است.


دریافت مقاله ابرهای تهی: فقر ساختار و محتوا در کتاب‌های روش تحقیق


نرمان مان در کتاب اصول روان‌شناسی هنگام بیان سرشت تحقیق «علمی» داستانی از بیکن نقل می‌کند که شاخص نوعی داوری است. طبق این داستان، در سال 1342 میلادی در یکی از حوزه‌های دینی مسیحی بحثی درباره تعداد دندان‌های اسب درگرفت که 13 روز ادامه یافت و هرچه در پی پاسخ آن کتاب‌های قدما را کاویدند، پاسخی نیافتند. روز چهاردهم جوان تازه‌کاری پیشنهاد کرد به جای بحث و جدل نظری، بروند دندان‌های اسب را بشمارند. اما این پیشنهاد چنان نامعقول بود که دیگران بر سرش ریختند و او را زدند و گفتند که شیطان در جسمش حلول کرده است. سرانجام به نتیجه نرسیدند و این پرسش را بی‌پاسخ اعلام کردند. (1)

به نظرم این نمونه روشنی است برای به لجن کشیدن کل تفکر یک دوره، مکتب، یا دیدگاه. 

بنده خدایی دمر کنار چشمه‌ای افتاده و دهان در آب گذاشته بود و آب می‌نوشید. کسی از راه رسید و گفت: این جوری آب نخور مکروه است و مایه نقصان عقل. آن بنده خدا برگشت و با نگاهی عاقل اندر سفیه، پرسید: «مکروه» یعنی چی؟ و «عقل» کدام است؟ رهگذر نیز گفت: هیچی بابا! آبت را بخور.

حکایت برخی کسان در مباحث علمی و جدی همین است. از جمله در بحث گیاه‌خواری کار به جای باریک که می‌رسد، به جای توجه به دلایل موافق و مخالف و ورود به مناقشه‌ای عالمانه و عاقلانه، گویی همه یافته‌ها و شهودات و باورهای خود را فراموش می‌کنند و می‌پرسند: «1. از کجا معلوم است پرورش مرغ صنعتی درد و رنج دارد؟ 2. درد و رنج یعنی چی؟!»

دوست ارجمندم آقای علی شهبازی به مناسبت ورود خود به فیسبوک یاداشتی درباره گیاه‌خواری نوشته است و در آن «ضمن ستایش چنین حرکتی» پرسش‌های گسترده و مفصلی طرح کرده و اظهار داشته است: «تبیین و فیصله آنها پیش‌شرط آغاز این حرکت است». ضمن تبریک ورود ایشان به این بحث و تشکر از اظهار محبتی که به من داشته‌اند، لازم می‌دانم درباره پرسش‌ها و تأملات ایشان تنها پنج نکته را یادآور شوم:


1. من از «گوشت‌خواری مذمت» نکرده‌ام. به طور مشخص بر ضد مصرف گوشت صنعتی استدلال کرده و تفاوت دقیق این دو را بازگفته‌ام. البته مقصودم آن نیست که بگویم خوردن گوشت را مجاز می‌دانم، اما عنصر اصلی استدلال من نشان دادن نادرستی گوشت‌خواری صنعنتی است. لذا همه رد و اثبات باید ناظر به خوردن یا نخوردن گوشت صنعتی باشد. وانگهی من حرکتی نکرده‌ام، فقط در معرض پرسش‌های مختلف قرار گرفته و ناگزیر شده‌ام که توضیح بدهم و استدلال کنم به سود نگاهم. 

اگر دغدغه جهان اسلام را داشته باشیم، باید مصر را بشناسیم و با متفکران آن آشنا شویم. اگر هم تنها نگران کشور خودمان هستیم، باز باید مصر را بشناسیم و از تأملات متفکران آن خطه بهره بگیریم. چون بخش قابل توجهی از آنچه امروز مسائل ما به شمار می‌رود، بیش از شش و گاه هشت دهه قبل دغدغه مصریان بوده است. آشنایی با این متفکران و نظریه‌پردازی‌های آنان، ما را از پیمودن دوباره کوره‌راهی که آنان پیمودند باز می‌دارد.

با این نگاه، کتاب‌های جدی در این عرصه را می‌خوانم. کتاب حاضر نیز به دلیل داشتن اطلاعات ریز و گاه خیلی دقیق از جهات متعددی برایم خواندنی بود و کاستی نظری آن را جبران می‌کرد. این کتاب دستمایه گزارش حاضر شد، هرچند که در این گزارش به این کتاب بسنده نکرده‌ام و از منابع دیگر نیز یاری گرفته‌ام.

این مقاله به تازگی در مجله آینه پژوهش (شماره 141، مرداد و شهریور 1392) منتشر شده است.  
اقبال لاهوری را از طریق شریعتی شناختم، به او دل بستم و از او نگسستم. کارهایش را خواندم و اندیشه‌هایش را درس دادم. نوشته حاضر مروری است بر افکار او و ادای دینی به تأثیر پایدارش.

عنوان مقاله نیز داستانی دارد. اقبال گاه دیر به مدرسه می‌رسید و هنگامی که معلم معترضانه به او می‌گفت: اقبال چرا دیر می‌آیی؟ با خونسردی پاسخ می‌داد: اقبال همیشه دیر می‌آید.
با الهام از این ماجرا در پی آن بوده‌ام که بگویم اقبال در جهان اسلام کمی زود آمد و رفت. ما امروزه به چنین شخصیتی نیازمندیم.

این مقاله در کتاب ماه دین، شماره 195، دی ماه 1392 منتشر شده است.

چکیده
برخی از مقالاتی که در مجلات علمی-پژوهشی منتشر می‌شوند، در عین رعایت ضوابط صوری مقالات علمی-پژوهشی، فاقد جنبه پژوهشی و علمی‌اند، تا جایی که خواندن و نخواندن آنها، از نظر علمی یکسان است و چیزی از آنها نمی‌توان آموخت. حال آن که این مسئله خلاف تعریفی است که از مقالات علمی-پژوهشی به دست داده شده است و بر جنبه بدیع و نوآورانه بودن آنها تأکید شده است. مقاله حاضر با بررسی ده‌ها مقاله از این دست، کوشیده است منطق حاکم بر ساختار آنها را به دست آورد. نویسندگان این مقالات، به سبب یا در کنار نداشتن مسئله پژوهشی واقعی، می‌کوشند با به کارگیری شیوه‌های خاصی، همچون منطق تکه‌نویسی یا کولاژ و تکثیر ناموجه منابع، مقالاتی تولید کنند که جز صورتکی از مقالات علمی-پژوهشی نیستند. در این نوشته این منطق آماساندن و فربهی دروغین، تحلیل و مؤلفه‌های آن بیان و راه غلبه بر آن، که توجه به محتوای مقالات در کنار مسائل صوری است، بازگو شده است.
 
واژگان کلیدی: اخلاق پژوهش، تولید علم، جامعه علمی، مقالات علمی‌پژوهشی، آسیب‌شناسی مقالات علمی‌پژوهشی

حجم: 265 کیلوبایت
*

دیشب (14 آذر) نلسون ماندلا برای همیشه به تاریخ پیوست. مرگش کاملاً منتظره بود و با این حال تأمل برانگیز. او در پی خشونتی که در معرض آن قرار داشت، می‌توانست به قصابی از نوع قذافی تبدیل شود، اما به قدیسی از جنس فرانسوای اسیزی استعلا یافت. ماندلا (1918-2013) پس از 95 سال زندگی پرتنش و بر انداختن نظام تبعیض نژادی در افریقای جنوبی، آن کشور را بدون اقدامات تلافی جویانه و خشونت‌بار به سوی نظامی مردم‌سالار هدایت کرد و در پی آن به شکوفایی نهالی که کاشته بود نشست.  

 

 

گیاه‌خواری نوعی ایدئولوژی یا مرام عقیدتی نیست. انتخابی است سنجیده برای کاهش خشونت پیرامون خود و احترام به طبیعت و حقوق زندگان دیگر. به همین سبب، سعی نمی‌کنم به هر قمیتی از آن دفاع کنم.