آدرس سابق «دغدغه های اخلاق و دین» / سید حسن اسلامی

آدرس جدید: HassanEslami.com

۲۵ مطلب با موضوع «فارسی :: نقدها» ثبت شده است


دوستی دارم که در حوزه معرفت‌شناسی کار می‌کند و سال‌ها است تکلیف خودش را با ترجمه‌های موجود در این عرصه روشن کرده است. از کنار آن‌ها راحت می‌گذرد؛ شتر دیدی، ندیدی.
اما من نه مثل او معرفت‌شناس هستم که از خیر این ترجمه‌ها یکسره بگذرم و نه آن قدر «بی‌معرفت» که متوجه برخی از خطاهای جدی آن‌ها نشوم. برای همین متحیر و معلق مانده‌ام؛ نه آن‌ها را پاک نادیده می‌گیرم، نه از خواندشان لذتی می‌برم.
اخیراً ترجمه کتاب معرفت‌شناسی[1] نوشته لوئیس پویمن را مرور و با متن اصلی گاه به گاه مقایسه می‌کردم. به این مثال رسیدم:  


سال‌ها است که با کتاب‌های روش تحقیق به زبان‌های فارسی، عربی، و انگلیسی سر و کله می‌زنم. سال گذشته دست به تحقیقی زدم با عنوان «جایگاه اخلاق پژوهش در کتاب‌های روش تحقیق به زبان فارسی» که در فصلنامه روش‌شناسی علوم انسانی (شماره 69) منتشر شد. در ادامه کار، دیدم بد نیست کتاب‌های روش تحقیق به زبان فارسی از منظری کلی‌تر بررسی و مسائل ساختاری و محتوایی آن‌ها نیز ارزیابی شود. مقاله حاضر حاصل این بررسی است که در آخرین شماره آینه پژوهش به تازگی منتشر شده است.


دریافت مقاله ابرهای تهی: فقر ساختار و محتوا در کتاب‌های روش تحقیق


نرمان مان در کتاب اصول روان‌شناسی هنگام بیان سرشت تحقیق «علمی» داستانی از بیکن نقل می‌کند که شاخص نوعی داوری است. طبق این داستان، در سال 1342 میلادی در یکی از حوزه‌های دینی مسیحی بحثی درباره تعداد دندان‌های اسب درگرفت که 13 روز ادامه یافت و هرچه در پی پاسخ آن کتاب‌های قدما را کاویدند، پاسخی نیافتند. روز چهاردهم جوان تازه‌کاری پیشنهاد کرد به جای بحث و جدل نظری، بروند دندان‌های اسب را بشمارند. اما این پیشنهاد چنان نامعقول بود که دیگران بر سرش ریختند و او را زدند و گفتند که شیطان در جسمش حلول کرده است. سرانجام به نتیجه نرسیدند و این پرسش را بی‌پاسخ اعلام کردند. (1)

به نظرم این نمونه روشنی است برای به لجن کشیدن کل تفکر یک دوره، مکتب، یا دیدگاه. 

بنده خدایی دمر کنار چشمه‌ای افتاده و دهان در آب گذاشته بود و آب می‌نوشید. کسی از راه رسید و گفت: این جوری آب نخور مکروه است و مایه نقصان عقل. آن بنده خدا برگشت و با نگاهی عاقل اندر سفیه، پرسید: «مکروه» یعنی چی؟ و «عقل» کدام است؟ رهگذر نیز گفت: هیچی بابا! آبت را بخور.

حکایت برخی کسان در مباحث علمی و جدی همین است. از جمله در بحث گیاه‌خواری کار به جای باریک که می‌رسد، به جای توجه به دلایل موافق و مخالف و ورود به مناقشه‌ای عالمانه و عاقلانه، گویی همه یافته‌ها و شهودات و باورهای خود را فراموش می‌کنند و می‌پرسند: «1. از کجا معلوم است پرورش مرغ صنعتی درد و رنج دارد؟ 2. درد و رنج یعنی چی؟!»

دوست ارجمندم آقای علی شهبازی به مناسبت ورود خود به فیسبوک یاداشتی درباره گیاه‌خواری نوشته است و در آن «ضمن ستایش چنین حرکتی» پرسش‌های گسترده و مفصلی طرح کرده و اظهار داشته است: «تبیین و فیصله آنها پیش‌شرط آغاز این حرکت است». ضمن تبریک ورود ایشان به این بحث و تشکر از اظهار محبتی که به من داشته‌اند، لازم می‌دانم درباره پرسش‌ها و تأملات ایشان تنها پنج نکته را یادآور شوم:


1. من از «گوشت‌خواری مذمت» نکرده‌ام. به طور مشخص بر ضد مصرف گوشت صنعتی استدلال کرده و تفاوت دقیق این دو را بازگفته‌ام. البته مقصودم آن نیست که بگویم خوردن گوشت را مجاز می‌دانم، اما عنصر اصلی استدلال من نشان دادن نادرستی گوشت‌خواری صنعنتی است. لذا همه رد و اثبات باید ناظر به خوردن یا نخوردن گوشت صنعتی باشد. وانگهی من حرکتی نکرده‌ام، فقط در معرض پرسش‌های مختلف قرار گرفته و ناگزیر شده‌ام که توضیح بدهم و استدلال کنم به سود نگاهم. 

اوایل انقلاب واژه‌های  «ارتجاع»، «مرتجع»، «ارتجاعی» و مشتقات آن‌ها ورد زبان این و آن بود. مارکسیست‌ها دینداران را مرتجع خطاب می‌کردند و دینداران روشنفکرْ  متدینان سنتی را  مرتجع می‌نامیدند. تعبیر «شیوخ مرتجع منطقه» که از دهان رسانه‌های رسمی نمی‌افتاد. خلاصه هر کی از هر کی بدش می‌آمد، اگر مؤدب بود و نمی‌خواست فحش چارپاداری به او بدهد و در عین حال می‌خواست خود را اهل سیاست و بخیه و این حرف‌ها نشان بدهد، او را «مرتجع» می‌نامید.  
مصرف گسترده گوشت و فرآورده‌های گوشتی صنعتی تأثیر اساسی‌تری در گرمایش جهانی دارد یا حجم وسیع رفت و آمد انواع خودروها و وسایل حمل و نقل؟ غالباً تصور می‌شود که این  وسایط نقلیه است که عامل آلودگی گسترده هوا و تخریب لایه ازون و گرمایش جهانی می‌شود. به همین سبب، مسئولان معمولاً در اولین اقدام برای مقابله با آلودگی هوا، قوانین محدود کننده خاصی برای رفت و آمد خودروها در شهرهای بزرگ وضع می‌کنند و از کنار عوامل دیگری که چه بسا مهم‌تر باشند، بی‌توجه، می‌گذرند. اما ظاهراً قضیه بر عکس است. پرورش صنعتی حیوانات نقش مهم‌تری در تخریب محیط زیست و گرم‌تر شدن کره زمین دارد تا رفت و آمد خودروها. این نکته‌ای است که سازمان خواربار و کشاورزی (فائو) وابسته به سازمان ملل بر آن تأکید کرده است.



چکیده
برخی از مقالاتی که در مجلات علمی-پژوهشی منتشر می‌شوند، در عین رعایت ضوابط صوری مقالات علمی-پژوهشی، فاقد جنبه پژوهشی و علمی‌اند، تا جایی که خواندن و نخواندن آنها، از نظر علمی یکسان است و چیزی از آنها نمی‌توان آموخت. حال آن که این مسئله خلاف تعریفی است که از مقالات علمی-پژوهشی به دست داده شده است و بر جنبه بدیع و نوآورانه بودن آنها تأکید شده است. مقاله حاضر با بررسی ده‌ها مقاله از این دست، کوشیده است منطق حاکم بر ساختار آنها را به دست آورد. نویسندگان این مقالات، به سبب یا در کنار نداشتن مسئله پژوهشی واقعی، می‌کوشند با به کارگیری شیوه‌های خاصی، همچون منطق تکه‌نویسی یا کولاژ و تکثیر ناموجه منابع، مقالاتی تولید کنند که جز صورتکی از مقالات علمی-پژوهشی نیستند. در این نوشته این منطق آماساندن و فربهی دروغین، تحلیل و مؤلفه‌های آن بیان و راه غلبه بر آن، که توجه به محتوای مقالات در کنار مسائل صوری است، بازگو شده است.
 
واژگان کلیدی: اخلاق پژوهش، تولید علم، جامعه علمی، مقالات علمی‌پژوهشی، آسیب‌شناسی مقالات علمی‌پژوهشی

حجم: 265 کیلوبایت

تابلو به مناسبت ماه محرم


امروز (17 آبان 1392) از شهر قیدار رد می‌شدم که با دیدن این پلاکارد سوگواری میخکوب شدم. پشت فرمان بودم و خیابان شلوغ. رد شدم. اما گفتم بد نیست که دوستان هم از این تفسیر، یا بهتر بگوییم تطبیق، جدید شعر مولانا با خبر شوند.

 

 

گیاه‌خواری نوعی ایدئولوژی یا مرام عقیدتی نیست. انتخابی است سنجیده برای کاهش خشونت پیرامون خود و احترام به طبیعت و حقوق زندگان دیگر. به همین سبب، سعی نمی‌کنم به هر قمیتی از آن دفاع کنم.