آدرس سابق «دغدغه های اخلاق و دین» / سید حسن اسلامی

آدرس جدید: HassanEslami.com

سرقت علمی به پنج روایت

يكشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۸:۲۱ ب.ظ

سرقت علمی به پنج روایت

سرقت علمی به پنج روایت

(با کلیک روی تصویر آن را در اندازه بزرگ ببینید.)


هر چه درباره پدیده زشت و ضداخلاقی سرقت علمی و انتحال آثار دیگران و گندم‌نمایی و جوفروشی بحث شود کم است. به‌خصوص آن که این مسئله در عرصه آثار دینی و در حوزه‌های علمیه نیز در حال جان گرفتن است و لازم است که با دقت مانع رشد این غده سرطانی در مجامع علمی شد. در این جا، افزون بر مواردی که پیشتر در مقالاتم نشان داده‌ام، به یکی از موارد این سرقت علمی اشاره می‌کنم. شخصی به نام شبر الفقیه، آثار متعددی را که یکسره سرقت از دیگران است، به نام خود منتشر می‌کند و ممکن است کسانی بی‌خبر از هویت این عمل، به این آثار استناد ‌کنند و آن‌ها را دستمایه کارهای خود قرار دهند.

متأسفانه این شخص، به‌ناروا، هم از دانشگاه مایه می‌گذارد و هم از حوزه علمیه و خود را هم‌زمان «الدکتور الشیخ» می‌نامد.

از قضا این شخص ذائقه خوبی دارد و تنوع طلب است. در نتیجه هر اثری که بپسندد، در هر حوزه‌ای باشد به خود می‌بندد، چه درباره عشق الهی باشد و چه درباره کتاب تلمود، چه در عرصه  تفسیر قرآن باشد و چه مسائل فلسفی معاصر.

پیشتر پنبه دو تا از این کتاب‌ها زده شده است، از جمله الدلاله القرانیه فی فکر محمد حسین الطباطبائی (المیزان نموذجاً)، که یکسره سرقت پایان‌نامه بنده خدایی به نام حامد کاظم عباس، با نام الدلاله القرآنیه عند الشریف المرتضی (دراسه لغویه) (بغداد، دار الشؤون الثقافیه العامه، 2004) است. آقای دکتر محمد حسن محمدی مظفر (کتابساخته‌ای به نام الدلاله القرانیه فی فکر محمد حسین الطباطبائی (المیزان نموذجاً)، آینه پژوهش، شماره119، آذر و دی 1388) و من (چو دزدی با چراغ آید: سرقت علمی در سطح دانشگاهی، آینه پژوهش، شماره 126، فروردین 1390)، ابعاد این سرقت را باز نموده‌ایم. این سرقت چنان رسوا بوده است که محمود شاکر عبود الخفاجی، در مقاله خود با اشاره به این پلشتی ضد علمی، پیشاپیش از آن که مبادا کارش شبیه کار این شخص قلمداد گردد، ابراز نگرانی می‌کند (دلاله النص القرآنی عند السید عبد الاعلی السبزواری، المصباح: مجله فکریه فصلیه محکمه تعنی بالدراسات و الابحاث القرآنیه، العدد الثانی، صیف 2010، ص264). بقیه آثار نیز نیازمند همت کسانی است که عرصه علم را پاک و پیراسته از این رذالت‌ها می‌خواهند.

هر کس به این نوع مچ گیری‌، که یکی از خدمات بزرگ به عرصه علم و پاسداشت حق کارگزاران آن به شمار می‌رود، علاقه‌مند است و حوصله اندکی وقت گذاشتن و دقت را دارد، می‌تواند با کمی تأمل به خوبی و به سرعت نشانی مال‌باختگان علمی را بیابد و نشان دهد که این آثار از کجا سرقت شده‌اند. این گوی و این هم میدان!

ناگفته نماند که من فعلاً پنج کتاب را از وی یافته‌ام و ممکن است همچنان بتوان تعداد روایت‌های این سرقت را بالا برد.

البته در اردیبهشت سال گذشته در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، به ناشر کتاب‌های این شخص این نکته را یادآوری و موارد روشنی از سرقت‌های وی را گوشزد کردم، که نمی‌دانم «افاقه» کرد یا نه.

ممکن است خوانندگان ببرسند: اگر مشخص نشده است که آثار دیگر مسروقه است، از کجا ادعای سرقت می‌کنید؟ پاسخ و استدلال من ساده است. آقای مظفر و من با بررسی کامل نشان داده‌ایم که یکی از کتاب‌های بالا کاملاً مسروقه است. حال کسی که یک کتاب را «کاملاً» سرقت کند، در حالت عادی محال است که در چهار کتاب دیگر «کاملاً» امانتدار باشد و می‌توان اطمینان پیدا کرد که این آثار نیز از همان منطق اثر قبلی پیروی می‌کنند، به‌ویژه آن که آن‌ها در زمینه‌های گوناگونی هستند. در بهترین حالت می‌توان با اطمینان بالایی گفت، اگر نگوییم «همه»، دست کم بخش هایی از این آثار مسروقه است، و در هر کتاب قسمت هایی سرقت شده، و همین مقدار کافی است.
  • يكشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۸:۲۱ ب.ظ
  • سید حسن اسلامی

نظرات  (۱)

از این که شما یک بار دروغ بگویید نمی توان نتیجه گرفت که همیشه دروغ می گویید
پاسخ:

از توجه تان ممنونم. در این جا تفاوت ظریفی وجود دارد که این قیاس را دشوار و در مواردی ناپذیرفتنی می‌کند. به جای بحث مفصل که جایش نیست، فقط به دو نکته بسنده می‌کنم. نخست آن که اگر کسی در بحثی مهم و کلیدی، مثل مدرک تحصیلی خود، دروغ گفت، درست است  که منطقاً نباید نتیجه گرفت درباره دیگر مدارک تحصیلی خود دروغ می‌گوید. اما کاملاً حق داریم نسبت به اعتبار آن مدارک شک کنیم، مگر آن که خلافش ثابت شود. به تعبیر دیگر در این باره کسی که دروغ گفته است، مانند همان چوپان دروغگو، از سر دوراندیشی و تجربه عملی، اصل بر دروغگویی است، مگر آن که خلاف آن آشکار گردد. به همین سبب، کسانی که آخرین فریاد چوپان دروغگو را قبول نکردند، هرچند نباید از دروغ‌های قبلی، منطقاً دروغ بعدی را نتیجه می‌گرفتند، اما در باور نکردن فریاد وی کاملاً بر حق و موجه بودند و کسی آنان را نکوهش نمی‌کند.

نکته دوم و مهم‌تر آن است که اساساً این جا بحث «یک دروغ» نیست. کسی کل کتابی را سرقت کرده است و این سرقت آشکار شده است، مورد دوم نیز آشکار شده است. حال سه کتاب دیگر در حوزه‌هایی کاملاً متفاوت به نام خود منتشر کرده است، عقل عملی و تجربه کاری نشان می‌دهد که تقریباً محال است کسی که آن سابقه سرقت را دارد، به شکلی معصومانه واقعاً دست به تحقیق زده و بی‌هیچ فریب و نیرنگی حاصل دسترنج خود را منتشر کرده باشد. این مسئله هنگامی جدی‌تر می‌شود که کسی خود اهل تحقیق باشد و بداند که گردآوری دادها، تحلیل آن‌ها و نگارش پژوهشی بر اساس آن‌ها چه دشواریها دارد و چقدر زمان‌بر است.  از این رو، همچنان معتقدم که در این ادعای خود اخلاقاً و منطقاً موجه هستم.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی