آدرس سابق «دغدغه های اخلاق و دین» / سید حسن اسلامی

آدرس جدید: HassanEslami.com

شاهد از غیب: درباره بچه‌های انگلی

دوشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۲، ۰۹:۱۹ ق.ظ

(عکس از: میثم غلامی)

برای دیدن عکس در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید.


هنوز یک روز از بارگذاری پست کودکان سنگ نورد نگذشته بود که آقای میثم غلامی لطف کرد و در جهت شناسایی بچه‌های انگلی کشورمان، عکس پسر یکی از دوستانش را که در اتاق در حال صعود از لوله گاز است، برایم ارسال کرد.
این شاهکار را به نام خودش در این جا می‌گذارم و فقط یک نکته را اضافه می‌کنم. یافتن بچه‌هایی مانند این آقا پسر کار دشواری نیست.
آقا میثم عزیز، اگر راست می‌گویی یک بچه غیر انگلی را نشان بده. ظاهراً همه انگل درون دارند، اما برخی «پرده می‌پوشند» حال آن که دیگران «بر آفتاب انداختند».

 

  • دوشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۲، ۰۹:۱۹ ق.ظ
  • سید حسن اسلامی

نظرات  (۱۰)

  • محمد علی شمس
  • کار خطرناکی بود، احتمال داشت بست نگهدارنده لوله کنده شود  و کودک دفعتا سقوط کند.

    پاسخ:
    خانه از پای بست ویران است.
    همه بحث بر سر این است چگونه میتوان این انرژی خداداد را به جای سرکوب، یا به هرز دادن، هدایت کرد و پرورش داد.
  • کاظمی-دانشگاه قم
  • سلام
    ظاهرا باید حرف شما را پذیرفت"اگر راست می‌گویی یک بچه غیر انگلی را نشان بده "
    اما بر اساس قبض و بسط انگلی ( در عده ای تبدیل به مار شده است)
    اما تیتر مطلب شاید با متن ناهمگون باشد ، اگر واقعا این رویه امری عینی فرض کنیم نیازی هم به شاهد از غیب نخواهیم داشت.




    پاسخ:
    از دقتتان ممنونم. این تیتر در واقع نوی بازارگرمی و ابراز خوشحالی از دریافت این عکس است، نه گشودن باب بحثی فنی در باره قبض و بسط

    با سلام

    به نظر من انگل پسربچه ای که شاهد ماجراست بسیار قویتر  از آن دیگری است که از لوله گاز بالا می رود.!چون به نظر می رسد سنش بیشتر از دیگریست ولی تلاش نکرده جلوی او را بگیرد. این ماجراجویی او به وضوح در عکس دیده می شود!!

    پاسخ:

    با درود به شما

    از این زاویه به قضیه نگاه نکرده بودم. جالب است. اما یادتان باشد که لازمه شاهد و ناظر بودن پرهیز از مداخله و درگیر شدن است. خبرنگاری که شاهد هجوم دشمن است، اگر اسلحه به دست گیرد، دیگر خبرنگار نیست، رزمنده است. البته ممکن است ماجرایی مانند کوین کارتر و عکس تاریخی او از کودک قحطی زده‌ای که در آستانه خورده شدن به وسیله لاشخور است، در پی داشته باشد. به هر حال از نگاه متفاوت شما لذت بردم

    نظر دوست مان جالب بود. فکر کنم ایشان درباره پسری حرف زد که در گوشه عکس دیده می شود. به نظرم آن نکته به طریق اولی درباره عکاس صدق می کند! چون هم احتمالاً سن بیشتری دارد، هم بیشتر به عمق مسئله توجه داشته که دست به دوربین شده. 
    پاسخ:
    اگر ان عکاس دوربین را زمین میگذاشت و مثلا به یاری ان پسر میرفت. دیگر چه کسی ماده بحثهایی از این دست را فراهم میکرد؟
  • عکاس نگون بخت
  • جان رانسون نویسنده کتاب آزمون جامعه ستیزی، سخنرانی فوق العاده ای دارد درباره مرز میان دیوانگی و عاقل بودن. (از سخنرانی های موسسه Ted) در آنجا طنز جالبی را مطرح می کند با این موضوع که ما قبل دوران جدید که توسعه علوم علی الخصوص روانشناسی تا این اندازه نبوده است، مردم اصلا بسیاری از رفتارها را ناهنجاری نمی دانسته اند و دیوانگی نمی پنداشتند (درواقع حواسشون نبوده که به این سادگی میشه دیوونه شد بی درد و خونریزی) 
    چرا این مطلب رو گفتم؟ 
    میخاستم بگم اگر دوربینی نبود بنده عکاس این صحنه نمیشدم و به تبع استعداد وجود خود رو کشف نمی کردم و بازهم به تبع انگل وجود من بر آقامحسن (که کاش در کوه برف انبار دخلش را آورده بودم!!)  عیان نمیشد

    البته برای اینکه به عمق خباثت بنده پی ببرید باید عرض کنم این عباس آقا یک بار لوله را بدون هماهنگی با نهادهای ذی صلاح صعود کرد و دستش رو هم به سقف زد؛ بنده چون فرصت نکردم دوربین گوشی رو باز کنم دوباره ایشون رو تشویق کردم که "کیپ گویینگ اند ترای اگین!" 
    الان عذاب وجدان کوین کارتری اومد سراغم. برم خودکشی کنم راحت شم :|
    پاسخ:
    اقای عکاس عزیز، همه دعوا سر همان تشویق شما است. البته من در مجمو.ع از رفتار شما دفاع کردم. ولی یادتان باشد که دارید پیامدگرایانه رفتارتان را موجه میکنید. راههای بسیاری برای کشف استعدادتان وجود دارد، اما همه انها به یکسان موجه نیست. ضمنا تسویه حسابهای شخصی  و دخل اوردن را به عرصه وبلاگ نکشانید. دعا کنید باز فرصتی دست دهد انگاه در برف انبار یا آتشگاه هر جوری خواستید سنگهایتان را با هم واکنید، ولی پای این حقیر و این وبلاگ را به وسط نکشید.
    همچنین لطف کنید و از این اقای رانسون اگر مطلبی یا سخنرانی دارید برایم ارسال نمایید.
  • عکاس نگون بخت
  • جان رانسون نویسنده کتاب آزمون جامعه ستیزی سخنرانی فوق العاده ای دارد درباره مرز میان دیوانگی و عاقل بودن. (از سخنرانی های موسسه Ted) در آنجا طنز جالبی را مطرح می کند با این موضوع که ما قبل دوران جدید که توسعه علوم علی الخصوص روانشناسی تا این اندازه نبوده است، مردم اصلا بسیاری از رفتارها را ناهنجاری نمی دانسته اند و دیوانگی نمی پنداشتند (درواقع حواسشون نبوده که به این سادگی میشه دیوونه شد بی درد و خونریزی) 
    چرا این مطلب رو گفتم؟ 
    میخاستم بگم اگر دوربینی نبود بنده عکاس این صحنه نمیشدم و به تبع استعداد وجود خود رو کشف نمی کردم و بازهم به تبع انگل وجود من بر آقامحسن (که کاش در کوه برف انبار دخلش را آورده بودم!!)  عیان نمیشد

    البته برای اینکه به عمق خباثت بنده پی ببرید باید عرض کنم این عباس آقا یک بار لوله را بدون هماهنگی با نهادهای ذی صلاح صعود کرد و دستش رو هم به سقف زد؛ اما چون بنده فرصت نکردم دوربین گوشی رو باز کنم ایشون رو تشویق کردم که " کیپ گویینگ اند ترای اگین" 
    الان عذاب وجدان کوین کارتری اومد سراغم. برم خودکشی کنم راحت شم :|
    عکاس نگونبخت تشکر واسه توضیحت. قصد جسارت نبود، فقط نکته دوست مان را تعمیم دادم. 
    نفهمیدم منظور عکاس از آقامحسن من بودم یا نه. و اگر منم قضیه برف انبار و دخل آوردن (!!) چیه. 


    پاسخ:
    اقای عکاس محترم، نگفتم پای مسائل شخصی را به وبلاگ بنده باز نکنید. برادر این جا که گود زورخانه یا گذر لوطی صالح نیست که دخل کسی را بیاورید. قرار بود فقط بحث علمی کنیم و بس.لذا بحث را همین جا ببندید و شما به دنبال همان پروژه یافتن استعدادهای ناشناخته باشید و نگران عاقبت کوین کارتر نباشید
  • کاظمی-دانشگاه قم
  • یک نقد به جناب دکتر اسلامی ( البته اگر جسارت نباشد )***
    جناب دکتر فرمودند: """یادتان باشد که دارید پیامدگرایانه رفتارتان را موجه میکنید"""
    تا جایی که ذهن قاصر بنده از پیامدگرایی اطلاع دارد - چه پیامدگرایی کلاسیک و چه قاعده نگر-پیامد عمل باید نتیجه ای مطلوب را برای شخص یا اشخاص مقابل ما رقم بزند و نه اینکه نتیجه پیامدگرایی مربوط به عمل خودمان باشد.


    پاسخ:

    با تشکر از دقتتان، مقصودم، البته در مقام شوخی، آن بود که آن عکاس شکارچی لحظه ها، درستی عملش را بر اساس نتایجی که دارد موجه می‌سازد. حال این نتایج صرفاً متوجه او یا دیگری است، خود بحث دیگری است.

    جا دارد به نوبه خود از تمامی دوستان، اعم از جناب استاد، عکاس نگونبخت و دیگران عذرخواهی کنم. ظاهراً نظر بنده باعث شده ماجرا از مسیر خود منحرف شود.

    امیدوارم روزی این کودک را در مسابقات المپیک ببینیم.انشالله.

    پاسخ:

    خواهش می‌کنم. از این که آتش این بحث را افروختید و مایه مشارکت دیگران شدید، سپاسگزارم. من هم برای آن پسر بچه دعا می‌کنم. اما تا کسانی مانند آن عکاس بزرگوار او را تشویق به ادامه این مسیر می‌کند و می‌گوید: Try it again بعید است سر از المپیک درآورد.

    انگلی بودن از نو خطرناک اش این است که پسر ناظر بپرد بالا و دستی به پسر بالای لوله بزند و او را بکشد.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی